
اندک اندک جمع مستان میرسند * اندک اندک می پرستان میرسند
دلنوازان نازنازان در ره اند * گلعذاران از گلستان میرسند
اندک اندک زین جهان هست و نیست * نیستان رفتند و هستان میرسند
نوشته شده توسط آبجی جون در جمعه 1 آبان1388 ساعت 5:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
همیشه رفتن، رسیدن نیست
اما تنها راه رسیدن رفتن است...
مگه نه؟
نوشته شده توسط آبجی جون در یکشنبه 5 مهر1388 ساعت 10:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
آنکس که بداند و نداند که بداند، بیدارش نمایید که بس خفته نماند
آنکس که نداند و بداند که نداند، لنگان خرک خویش به منزل برساند
انکس که نداند که نداند که نداند در جهل مرکب عبد ادهر بماند
نوشته شده توسط آبجی جون در پنجشنبه 26 شهریور1388 ساعت 1:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

سلام به دوستان گلم
مدتی هست سرم شلوغه حتی وقت خودم رو ندارم
دلم برای وبلاگم و برای پشت کامپیوتر نشستن تنگ شده
الان هم به مناسبت سیستم جدیدی که خریدیم اومدم
تا هم کمی با سیستم جدید کار کنم وهم به دوستان سر بزنم
راستی تا یادم نرفته
حلول ماه مبارک رمضان رو بهتون تبریک میگم ![]()
انشاله بهره ببریم
امروز اولین روز از ماه مبارک رمضان است
و از اونجایی که ترم تابستانه گرفتم باید بشینم درس هامو بخونم
ولی چه کنم که وقتی گرسنه ام فکرم کار نمیکنه
با اجازتون بریم کمی وبگردی کنیم و به بقیه استرحت بپردازیم
تا دیدار بعد بدرود
حسبنا الله و نعم الوکيل نعم المولي و نعم النصير
نوشته شده توسط آبجی جون در شنبه 31 مرداد1388 ساعت 3:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
![]()
کس نمی داند ز من جز اندکی

خدایا دستانم را به آستانت دراز کرده ام،به من آرامش عطا بفرما![]()
نوشته شده توسط آبجی جون در شنبه 13 تیر1388 ساعت 9:53 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
امیرالمومنین علی علیه السلام
عالم باید ابتدا به آنچه می داند عمل کند، بعد به دنبال یادگیری آنچه نمی داند برود
غررالحکم ح162 ص4
نوشته شده توسط آبجی جون در سه شنبه 2 تیر1388 ساعت 10:24 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
تا الان رقابت از این به بعد رفاقت.لطفا ![]()
نوشته شده توسط آبجی جون در چهارشنبه 20 خرداد1388 ساعت 11:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

من تنیاری، تو تنیاری چیوسه؟
Men tanyari to tanyari chi vesse
من دیاری تو نیاری چیوسه؟
Men diari to nayari chi vesse
مره بور شه پیش، شه دامنه سر
Mere baver she pish she damene sar
تو یاره بی کسون، من بی یاری چیوسه؟!
To yare bi kason men bi yari chi vesse
"شاعر قنبر تقی زاده"
نوشته شده توسط آبجی جون در جمعه 25 اردیبهشت1388 ساعت 8:53 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
خدایا من در وقت غنا و ثروت محتاج به تو هستم تا چه رسد به هنگام فقر و بینوایی
ای خدای، من در حال دانایی باز نادانم تا چه رسد به وقت نادانی
"دعای عرفه امام حسین علیه السلام"
نوشته شده توسط آبجی جون در چهارشنبه 9 اردیبهشت1388 ساعت 10:1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
وبلاگ عزیزم تولدت مبارک![]()
نوشته شده توسط آبجی جون در دوشنبه 31 فروردین1388 ساعت 2:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
امام صادق"علیه السلام"
هرکه از طریق (مجذوب شدن به شخصیت) افراد وارد این دین شود بواسطه همانها از
دین خارج می شود، وهر که از طریق کتاب خدا وارد این دین شود، کوهها بجنبند ولی
او ( در عقیده ی خود) نجنبد.
نوشته شده توسط آبجی جون در جمعه 21 فروردین1388 ساعت 11:28 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
مسیر رفت :
آمل . دماوند . فیروزکوه . سمنان . دامغان . معلمان . جندق . چوپانان . عروسان . اردکان .
میبد . یزد . انار . رفسنجان . کرمان . ماهان . بم . جیرفت . کهنوج . بندرعباس . بندر پل .
بندرلافت. درگهان . قشم .
مسیر برگشت :
قشم . بندرلافت . بندرپل . درگور . کهورستان . تنگ دالان . لطیفی . لار . بریز . جویم .
جهرم . شیراز . مرودشت . سعادت شهر . پاسارگاد . صفاشهر . آباده . شورجستان .
شهرضا . اصفهان . نطنز . کاشان . آران و بیدگل . مشکات . قم . تهران . دماوند .
فیروزکوه . قائم شهر . بابل . آمل
نوشته شده توسط آبجی جون در دوشنبه 17 فروردین1388 ساعت 11:55 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

سلام
این قافله ی عمر عجب میگذرد...
بعضی وقت ها دلم هوای نوشتن میکنه
یه برگه میگیرم و تند تند شروع به نوشتن میکنم
مینویسم بدون اینکه بدونم چرا!!!
برای کی؟؟!
اصلا برای چی مینویسم؟!
وقتی نوشتنم تموم میشه بر میگردم به عقب و میبینم صفحه های زیادی رو پر کردم
الان هم وقتی وبلاگم رو باز کردم و برگشتم به پست های قبلی دیدم پست های زیادی رو گذروندم و چه زود گذشت.
تو این پست قصد دارم از عزیزانم تشکر کنم
مادر، مادر، مادر و پدر عزیزم دوستتون دارم. (تاکید روی مادر به علت شرمندگی زیاده)
خواهرجونم عالمه ی پر تلاش و فاطمه جونه درس خوان و از زیر کار در رو دوستتون دارم.
شبنم خانوم گل، راضیه جونم، پسر دایی عزیزم احمد آقا، مائده ی عزیزم، مرضیه ی گلم و مجتبی کوچولوش
حاجی مامان دلسوز و حاجی بابای خوبم ، ننه آقا و آقا جون خدا بیامرزم
و از تمام عزیزانی که ازاولین روز به دنیا اومدنم حتی لحظه ای رو با من بودن، و دوستان اینترنتی گلم که با قدم پر
مهرشون به من انرژی دادن تا این وبلاگ رو مدیریت کنم ممنونم، و دوستتون دارم
از اونجایی که به همراه خانواده محترم برای عید قصد سفر داریم و در ایام نوروزی نیستم تا بتونم عید رو تبریک بگم،
پیشاپیش این عید باستانی و آغاز بهار رو بهتون تبریک میگم امیدوارم هر کجا هستید خوب و خوش و سلامت باشید.
و در آغاز و پایان از خالق هستی ممنونم
هر روزتان نوروز![]()
امضا : آبجی
نوشته شده توسط آبجی جون در یکشنبه 25 اسفند1387 ساعت 10:54 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
****
شب مردان خدا روز جهان افروز است
روشنان را به حقیقت شب ظلمانی نیست
****
اگر تیغ عالم به جنبد ز جای
نبرد رگی چون نخواهد خدای
****
نوشته شده توسط آبجی جون در دوشنبه 19 اسفند1387 ساعت 11:57 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
دین فروشان چه خرند
دین فروشند چه خرند؟!
نوشته شده توسط آبجی جون در سه شنبه 29 بهمن1387 ساعت 6:43 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
اگر سر به سر، تن به كشتن دهيم از آن به كه كشور به دشمن دهيم
ايام الله دهه فجر را مبارك
نوشته شده توسط آبجی جون در شنبه 5 بهمن1387 ساعت 12:11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

BOYCOTT ISRAEL(تحريم اسراييل)
كوكاكولا، پپسي، فانتا، نوكيا،
مك دونالد، باس، اي.بي.ام،
نستل، چمپيون، كيا اورا،
والت ديسني، اينتل،
اسپريت و ...
نوشته شده توسط آبجی جون در جمعه 4 بهمن1387 ساعت 5:10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
من به آمار زمين مشکوکم !!!
اگر اين شهر پر از آدم هاست، پس چرا اين همه دلها تنهاست؟
........... ............. ............ ............. .............. ............
It is difficult to know where they are going if they dont know where they ve been
اگر آدمي نداند از كجا آمده است، فهميدن اينكه به كجا مي خواهد برود مشكل است .
.......... .......... ................ .............. .............. .............
مباني و فراگرد بودجه ريزي
از نظر لغوي، بودجه از واژه ي بوژت ( (bugetteكه در زبان فرانسه معني كيف دارد گرفته شده است.
وجه تسميه آن چنين است كه وزير دارايي وقت فرانسه سند دخل و خرج سالانه دولت را در داخل كيفي
براي تصويب به مجلس حمل مي كرده و اين سند به عنوان همان كيف ناميده شده و باقي مانده است .
.......... .......... ................ .............. .............. .............
منابع انساني
منابع انساني عوامل مهمي براي تحقق اهداف سازماني به شمار مي روند، در حقيقت اين نيروي انساني
هستند، كه سازمان هاي مذكور را به اهدافشان مي رسانند.
.......... .......... ................ .............. .............. .............
مديريت تعاوني ها
قانون اساسي دو اصل 43 و 44 به موضوع تعاون اختصاصي دارد.
نوشته شده توسط آبجی جون در جمعه 6 دی1387 ساعت 1:22 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عصر یک جمعه دلگیر دلم گفت بگویم بنویسم
که چرا عشق به انسان نرسیده است
چرا آب به گلدان نرسیده است
چرا لحظه باران نرسیده است
به هر کس که در این خشکی دوران، به لبش جان نرسیده است
به ایمان نرسیده است
و هنوزم که هنوز است، غم عشق به پایان نرسیده است
بگو حافظ دلخسته ز شیراز بیاید بنویسد
که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گم گشته کنعان نرسیده است
چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است
دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد
زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد، زمین مرد
خداوند گواه است، دل چشم به راه است
که در حسرت یک پلک نگاه است
ولی حیف نصیبم فقط آه است
تویی آئینه روی من بی چاره سیاه است
و جا دارد از این شرم بمیرم که بمیرم
نوشته شده توسط آبجی جون در جمعه 6 دی1387 ساعت 1:8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
خداوندا اگر روزی بشرگردی
زحال ما خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه ی خلقت
از این بودن، از این بدعت
خداوندا نمیدانی که انسان بودن و ماندن چه دشوار است
چه زجری میکشد آنکس که انسان است و از
(احساس) سرشار است.(دکتر شریعتی)
نوشته شده توسط آبجی جون در چهارشنبه 4 دی1387 ساعت 1:11 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
با اين اوضاع ديگه چي ميشه گفت ؟!!!
دروغ، غيبت، تهمت، كاهلي در نماز، روزه، بي حجابي، بي بندوباري، بي
غيرتي، رشوه، سخن چيني، مسخره كردن، خود برتر بيني، شرابخواري،
جشن هاي ... ، چشم چراني، عشوه ي دختران و زنان شوهر دار،خيانت
به همسر، خود آرايي براي نامحرم، بد دهاني، اصراف، تجمل گرايي،
خوردن مال يتيم، كبر وغرور، اذيت و آزار ديگران، دزدي، حسد، كينه،
ناسپاسي و و و ...
نوشته شده توسط آبجی جون در سه شنبه 3 دی1387 ساعت 2:31 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
(اختيار كردم از كتب آسماني دوازده آيه را و روزي سه بار بدانها نگاه مي كردم.)
امام علي "ع"
- اي فرزند آدم تا سلطنت من باقي است، از هيچ صاحب قدرتي نترس كه سلطنت من هميشگي است .
- تا خزانه ي من پر است، در غم روزي نباش و بدان كه گنجينه ي من هرگز خالي نمي شود .
- قسم به حق من بر تو، كه من دوست توام، تو نيز دوست من باش .
- به كسي جز من دل نبند زيرا منم كه به تو نزديك بوده و خواسته هاي تو را بر مي آورم .
- همه چيز را براي تو، و تو را براي عبادت آفريدم .
- تو را از خاك آفريدم خسته نشدم، چگونه روزي رساندن به تو مرا خسته مي كند .
- براي خاطر خود بر من خشم مي گيري، آيا مي شود به خاطر من بر نفست خشمگين شوي؟
- آنكه تو را مي خواهد به خاطر خودش مي خواهد، من تو را براي خودت مي خواهم، از من فرار نكن .
- براي من است بر تو واجباتي و براي تو است بر من معايشي :
تو تخلف ميكني ولي در كار من تخلف راه ندارد .
- من كه امروز عبادت فردا را از تو نمي خواهم، تو نيز روزي فردا را از من نخواه .
- اگر آنچه نصيب تو است راضي باشي، آسوده و پسنديده خواهي بود، اگر غير اين باشد دنيا را بر تو
چيره خواهم كرد تا چون درنده گان بيابان راه روي .به نصيب مي رسي اما خود را بي اجر كرده اي .
- آنچنان كه در حضور شهرياران مي ايستي در عبادت من بايست، اگر تو مرا نميبيني، من تو را ميبينم .
نوشته شده توسط آبجی جون در پنجشنبه 21 آذر1387 ساعت 12:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

ما چون ز دري پاي كشيديم، كشيديم اميد ز هر كس كه بريديم، بريديم
دل نيست كبوتر كه چو بر خاست، نشيند از گوشه ي بامي كه پريديم، پريديم
رم دادن صيد خود از آغاز غلط بود حالا كه رمانديم و رميديم، رميديم
كوي تو كه باغ ارم و روضه ي خلد است انگار كه ديديم، نديديم، نديديم
صد باغ بهار است و صلاي گل و گلشن گر ميوه ي يك باغ نچيديم،نچيديم
سر تا به قدم تيغ دعاييم و تو غافل هان واقف دم باش! رسيديم، رسيديم
"وحشي" سبب دوري و اين قسم سخن ها آن نيست كه ما هم نشنيديم، شنيد
( "وحشي بافقي")
نوشته شده توسط آبجی جون در شنبه 25 آبان1387 ساعت 7:19 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
اي خداي من بلا گران گرديد
و نهاني آشكار شد
پرده يكسو رفت
و رشته اميد گسست
و فضاي زمين تنگ گشت و آسمان از ايثار باز داشته شد
و آن كه از تو مي توان ياري جست تويي و دادخواهي به سوي توست
و در سختي و آساني تكيه به توست
بارالها بر محمد و خاندان اودرود تو نثار باد
بر صاحبان امر كه فرمانبرداري از آنان فريضه ماست
و با اين فريضه مقام ومنزلت آنان را به ما شناسانده اي
پس سوگند به حق انان كه گشايش زود و نزديك
به زودي و نزديكي يك چشم بر هم زدن يا زودتر از آن در كار ما عنايت فرمايي
يا محمد يا علي
يا علي يا محمد
به كارم برسيد كه رسيدگي شما دو تن بس است
و به من ياري دهيد كه شما دو تن ياري دهندگانيد
اي مولاي ما اي صاحب زمان
الغوث الغوث الغوث
ادركني ادركني ادركني
الساعه الساعه الساعه
العجل العجل العجل
يا ارحم الراحمين بحق محمد و آله الطاهرين
نوشته شده توسط آبجی جون در سه شنبه 23 مهر1387 ساعت 10:21 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
نصوح مردی بود كه چهره و صدایش مانند زنان لیك شهوتش كامل و بیدار بود.
در حمام شهر ، زنان را می شست و كیسه می كشید و از این راه كسب رزق و هوس می كرد و كسی از
این داستان خبری نداشت . بارها خواسته بود از این كار دست بكشد و به درگاه خدا بازگردد و هر بار توبه و
عهد و پیمان میشكست و باز هم ادامه می داد .دختران خسروان را زین طریق خوش همی مالید و میشست
آن عشیق ....
به نزد پیری از عرفا رفت و از او خواست تا برایش دعا كند
پیر تبسمی كرد و گفت: خداوند توفیق این كار را به تو می دهد
تا اینكه یك روز دختر پادشاه به حمام آمد از قضای روزگار گوهری از دختر حاكم در حمام گم شد .پس درها را
بستند و گفتند كه همه باید عریان شوند و نصوح را از روى احترام مجبور به عریان شدن نكردند ، با این حال
خطر آنچنان نزدیك بود كه حد نداشت رنگ روی نصوح رفت و ضعف تمام وجودش را گرفت زیرا خارج از اینكه
آبرویش می رفت محكوم به اعدام می شد
آننصوح ازترس شد در خلوتی
روی زرد و لب كبود از خشیتی
پیش چشم خویشتن می دید مرگ
سخت می لرزید بر خود همچو برگ
گوشه ای با خدا خلوت كرد و به عجز و لابه و ناله و درآمد
كه خداوندا بارها برگشتهام
توبه ها و عذرها بشكستهام
ای خدا آن كن كه سزاوار تو است و..... خلاصه غلط كردم
در همین حین به نزد او آمدند و گفتند كه همه عریان شدند و گوهر پیدا نشد و باید كه تو هم عریان شوی
نصوح از حال رفت و روح از تنش خارج شد. آن گوهر پس از لحظه ای در كف حمام پیدا شد
نصوح به هوش آمد و همه برای عذر خواهی از او به دستبوسی اش آمدند دختر پادشاه هم پیغام فرستاد كه
فقط نصوح باید او را بشوید اما این بار نصوح عهدی بسته بود و تلخی مرگ را حس كرده بود و قدرت بازگشت
به سوی ناپاكی را نداشت بسان شیری كه از پستان حیوانی خارج می شود و بازگشتی در او نیست
نصوح از حمام رفت شب تا صبح را به تضرع و ندامت و زاری به درگاه خدایتعالی و بیزاری از گناه می گذراند و
صبح تا شب را به كار سخت در بیابان و كوه با پای برهنه سنگ بر پشتش حمل می كرد و استغفار می گفت
توبه ای كردم حقیقت با خدا
نشكنم تا جان شدن از تن جدا
بعد آن محنت كه را بار دگر
پا رود سوی خطر الا كه خَر
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَّصُوحاً
(ای کسانی که ایمان آوردهاید به درگاه خداوند توبه کنید توبهای خالص)
نوشته شده توسط آبجی جون در یکشنبه 7 مهر1387 ساعت 5:13 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد
و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند
آنچه از روزگار بدست می آید با خنده نمی ماند
وآنچه از دست برود، با گریه جبران نمیشود
فردا خورشید طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم
نوشته شده توسط آبجی جون در سه شنبه 26 شهریور1387 ساعت 10:13 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
چند وقت پيش خواب ديدم از يه نردبان بالا ميرم
وقتي به بالاي نردبان رسيدم يه نفر، چند پله بالاتر از من ايستاده بود
و با يه طناب خيلي ضخيم منو نگه داشته تا نيفتم و بتونم بيام بالا
فقط چند پله مونده بود به اون برسم
همونطور كه داشتم بهش نگاه ميكردم و تقلاي بالا اومدن داشتم
بهم گفت :
تا اينجا ما آورديم حالا طناب رو ول ميكنيم ببينيم ميتوني خودت رو نگه داري يا نه....
ميتوني خودت رو نگه داري يا نه ....
ميتوني خودت رو نگه داري يا نه ....
آبجي ميتوني خودت رو نگه داري ؟
هر موقع به اين خواب فكر ميكنم ترس تمام وجودمو ميگيره
از اون روز به بعد هر روز دارم بيشتر سقوط ميكنم
ايمانم روز به روز ضعيف تر شده
دارم ميشم مثل اونايي كه ميگفتم من با اونا فرق دارم ...
خداجون قربون مرامت
كمكم كن
نوشته شده توسط آبجی جون در دوشنبه 11 شهریور1387 ساعت 10:30 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام خوبي ؟ چه خبرا؟
چه روزگار نامرديه، يكي نمياد بپرسه مرده اي زنده اي چه ميكني
هي روزگار خيلي بي معرفت شدي ها
دلم واسه نوشتن يه ذره شده ولي خب چه فايده
واسه كسي مهم نيست كه بقيه آدما چيكار ميكنن هركي به فكر خودشه
به قول بابا كه هميشه ميگه:
روزگار نامناسب مردم ناسازگار
گه از دست خود ناليم و گه از روزگار
الان چون كسي رو نميتونم پيدا كنم كه يكم سرش غرغر كنم مجبورم سر روزگار نق بزنم
خب پيش مياد ديگه
نميشه كه هميشه آدم خوبه باشيم بعضي وقتا هم نيازه استراحتي به آدم خوبه ي شخصيت خودمون بديم
و بزاريم آدم بده يه كم شيطوني كنه ( البته يه كوچولو فقط )
اگه هميشه كمان رو بكشي شتاب خودش رو از دست ميده يه زماني هم بايد راحتش گذاشت
مگه نه؟ اي بابا يادم رفت كه دارم با خودم صحبت ميكنم
اصلا مهم نيست آبجي جون خودتو ناراحت نكن به قول يكي از بچه ها چون ميگذرد غمي نيست
خب مثل اينكه زيادي حرف زدم
نه عزيزم هر چي دلت ميخواد حرف بزن اين وبلاگ مطعلق به خودته
اهان راست ميگي ها
خب ديگه از چي بگم؟ بزار يه كم فكر كنم
نه نه اصلا بي خيال بحث اجتماعي و سياسي و ...
حوصلشو ندارم فقط خستم ميكنه
فكر ميكنم دوست داشتن قشنگ باشه
چقدر قشنگه ها خيلي دوست دارم وقتي به دونفر كه به هم علاقه دارن نگاه ميكنم
ولي خب ميدوني كه نميشه زياد بهشون نگاه كرد چون اون وقته كه خانومه يه چشم غره اي ميره كه
اون سرش ناپيدا
ولي جدا از شوخي هيچ چيز توي دنيا زيبا تر از دوست داشتن نيست
مهربانی را اگر قسمت کنیم
من یقین دارم به ما هم میرسد![]()
آدمی گر ایستد بر بام عشق
دستهایش تا خدا هم میرسد![]()
دوستت دارم![]()
نوشته شده توسط آبجی جون در یکشنبه 20 مرداد1387 ساعت 7:7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

با خود بیگانه شدم
و دلم برای خودم تنگ شده
و دیگر هیچ.......
نوشته شده توسط آبجی جون در یکشنبه 20 مرداد1387 ساعت 6:10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
اينقدر نگو گذشت كنم كوچك ميشم، اگه قرار بود كسي با گذشت كوچك بشه، خدا اينقدر بزرگ نبود.
اگر جرأت گفتن حقايق را نداري، حداقل جرئت شنيدنشان را داشته باش.
ثروتمند نيستيم، مگر آنکه چيزي داشته باشيم که با پول نتوان خريد.
هربدي كه ميتواني به دشمن نرسان كه ممکن است روزي دوستت گردد و هر سري که داري با دوستت
درميان نگذار که ممکن است روزي دشمنت گردد.
نوشته شده توسط آبجی جون در چهارشنبه 26 تیر1387 ساعت 4:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

لااله الاالله محمد رسول الله
و صلی الله علی خیر خلقه
و نورعرشه افضل الانبیاء
والمرسلین
حبیبنا و سیدنا و سندنا و
شفیعنا و مولینا
محمد وعلی اله و اصحابه
اجمعین
برحمتک یا ارحم الراحمین
فهرست اصلی
دوستان
همدردي
طب سنتی
آسمانيان
پاسخ به اهانتها و تهمتها
حقيقت اسلام
اسلامي
يا حق
سخن دل
ای کاش میدانستم...
انتهای تجلی
آخرین همسفرم خاک
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
طراح قالب
POWERED BY